شنبه ,۵ خرداد ۱۳۹۷ بازدید کل: 1924,845 بازدید امروز: 121 بازدید دیروز: 1805
صفحه اصلی / سرگرمی / داستان کوتاه (برگه 9)

داستان کوتاه

یک شانس برای تغییر زندگی

در سال های دور پادشاه دانایی یک تخته سنگ بزرگ را در وسط جاده قرار داد و برای اینکه عکس العمل رهگذارن را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند بسیاری هم غرولند می کردند ...

ادامه مطلب

حکمت در کار خدا

روزی بر روی آبی بیکران دریاها تاجری معروف با کشتی شخصی  خود در حالسفر بود. تاجر آدمی بود که از زیبا یهای خدا نا شکری می کرد و در کارهایش شکر خدا را گویا نمی شد.بر روی دریا ی آبی و آرام در حال حرکت بود که ناگهان  ابر های ...

ادامه مطلب

داستان کوتاه رعیت و عتیقه فروش

عتیقه فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید کاسه ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه ای افتاده و گربه در آن آب میخورد. دید اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب میشود و قیمت گرانی بر آن می نهد. لذا گفت: عموجان چه گربه ...

ادامه مطلب

داستان کوتاه تدبیر درست

در یک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت یک مورد به یاد ماندنی اتفاق افتاد.شکایتی از سوی یکی مشتریان به کمپانی رسید . او  اظهار داشته  بود  که  هنگام  خرید  یک بسته صابون  متوجه شده بود که  آن قوطی خالی است.بلافاصله  با تاکید و پیگیریهای مدیریت ...

ادامه مطلب

داستان کوتاه متشکرم – اثری از آنتوان چخوف

متشکرم چند روز پیش، “یولیا واسیلی اونا” پرستار بچه‌هایم را به اتاقم دعوت کردم تا با او تسویه حساب کنم. به او گفتم: – بنشینید یولیا.می‌دانم که دست و بالتان خالی است، اما رو در بایستی دارید و به زبان نمی‌آورید. ببینید، ما توافق کردیم که ماهی سی روبل به ...

ادامه مطلب

داستان کوتاه راز پیروزی اسکندر در ایران

میگویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود میپرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟ یکی از مشاوران میگوید: «کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش .. و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند». اما ...

ادامه مطلب